Fall Guy

ˈfɑːlˈɡaɪ fɔːlɡaɪ
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

noun phrase
ساده‌لوح، زود‌باور

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در ایکس
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد fall guy

  1. noun easy victim
    Synonyms:
    victim sucker dupe fool mark patsy chump boob sap stooge easy mark easy touch soft touch scapegoat whipping boy sitting duck pigeon sacrifice goat trusting soul lamb to the slaughter can-carrier schlemiel prize sap schmuck chopping block

ارجاع به لغت fall guy

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «fall guy» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/fall guy

لغات نزدیک fall guy

پیشنهاد بهبود معانی